عشق شاه كليد است
كسي واقعاً براي من عزيز است
كه بتواند سرگشته را به خانه باز خواند.
وحدت واقعي در خانه است، خوشي زندگي در خانه است:
چرا بايد خانه را ترك كنم و در جنگل ها سرگشته شوم؟
اگر برهمن براي تشخيص حقيقت به من ياري دهد،
به درستي كه مي توان هم اسارت و هم رهايي را در خانه يافت.
كسي واقعاً براي من عزيز است
كه قدرتش را داشته باشد تا عميقاً در خداوند شيرجه بزند‘
كسي كه به آساني ذهنش را با ياد او گم كند.
كسي برايم عزيز است كه خداوند را بشناسد،
و در مراقبه بتواند در حقيقت عالي او منزل كند‘
و كسي كه بتواند، در زندگي، نواي بي نهايت را
با اتحاد عشق و وارستگي بنوازد.
كبير مي گويد:
خانه مكان پابرجاماندن است‘
درخانه واقعيت هست،
خانه به كسي كه واقعي است كمك مي كند.
پس هركجا كه هستي بمان،
و همه چيز به موقع به تو خواهد رسيد.
اي سالك، وحدت ساده بهترين است.
از زماني كه با خدايم ديدار كردم،
براي بازي عشق ما، پاياني نبوده است.
چشمانم را نمي بندم، گوش هايم را نمي گيرم‘
با چشماني باز مي بينم و لبخند مي زنم،
و زيبايي او را در همه جا مي نگرم:
نامش را مي خوانم،
و هرچه كه ببينم، مرا به ياد او مي اندازد‘
هر عملي انجام دهم، پرستش او مي شود.
افت و خيز براي من يكي است‘
تمام تضادها حل شده اند.
هركجا بروم با او مي روم.
تنها دستاوردم خدمت به اوست:
وقتي مي خوابم، برپاي او سجده مي كنم.
او تنها محبوب من است.
كس ديگري را ندارم.
زبانم كلام ناپاك را ترك گفته است،
شب و روز جلال او را مي خواند:
چه برخيزم و چه بنشينم، هرگز نمي توانم فراموشش كنم‘
زيرا كه آهنگ موسيقي اش در گوش هايم مي تپد.
كبير مي گويد:
قلبم شوريده گشته است
و آنچه را در روحم پنهان است افشا مي كنم.
من در آن سرور عظيم، كه وراي لذت و درد است غوطه ورم.